ایران نوین
Friday, September 18, 2009
Thursday, September 17, 2009
Wednesday, September 9, 2009
Tuesday, September 8, 2009
تفنگت را زمين بگذار
تفنگت را زمين بگذار
كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهن
من اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان كن
ندارم جز زبانِ دل -دلي لبريزِ مهر تو-
تو اي با دوستي دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونريزي ست
زبان قهر چنگيزي ست
بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شايد
فروغ آدميت راه در قلب تو بگشايد
برادر! گر كه مي خواني مرا، بنشين برادروار
تفنگت را زمين بگذار
تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو
اين ديو انسان كش برون آيد
تو از آيين انساني چه مي داني؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا بايد تو بستاني؟
چرا بايد كه با يك لحظه غفلت، اين برادر را
به خاك و خون بغلطاني؟
گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي
و حق با توست
ولي حق را -برادر جان-
به زور اين زبان نافهم آتشبار
نبايد جست
با صدای استاد شجریان شعر ازفریدون مشیری
Monday, September 7, 2009
جوانان جبهه ملی، سرمایه ای برای امروز و فردا
جبهه ملی ایران چندی پس از رویداد غرور آفرین 25خرداد 1360 در تلاش برای باز یافتن اهمیت و وزن گذشته ،همچون هر سازمان زنده و پویای دیگری به بازسازی خود و تعریف دوباره راه و روش ها و ایده ها پرداخت.
بار سنگین این بازسازی در جبهه ملی بر دوش اندک مردانی بوده است که باورشان بردگرگون شدن زمانه و پیشرفت اندیشه و لزوم تطبیق با آن بسیار راسخ تر میباشد تا تکیه مطلق به روش ها و منش هایی همچون سیاست صبرو انتظار و عافیت طلبی سیاسی، که دیر زمانی است کار آمدی خود را از دست داده اند. یکی از این پایمردان سخت کوش، کورش زعیم است که با درک صحیح از ماهیت حکومت اسلامی از معدود کسانی است که افکارش حاکمیت خود کامه را به چالش میکشد و از فعالیت سیاسی درک بیشتری غیر از شرکت در مراسم ختم ومحافل دوستانه با رنگ سیاسی دارد.
از همین روی جای شگفتی نیست که او درهمان ابتدای خیزش اعتراضی مردم به زندان افکنده شد و حتا پیش از آن برای دستگیری و حذف وی در برونمرز برنامه ریزی و پرونده سازی میشد. در همین راستا معدود افرادی با مطرح کردن اسب تروا سیاست فرار به جلو را گزیده و انگشت اتهام به سوی کسانی بلند کردند که حیثیت جبهه ملی در سال های اخیر،مدیون شجاعت، درایت و پایمردی آنان میباشد.
برای تاکید بر تاثیر گذاری اندیشه ی نوینی که زعیم یکی از نمایندگان آن است، یاد آورمی شویم ، نیروهای جوانی که طی سال های گذاشته به جبهه ملی پیوسته اند، همه به دور او گرد آمده و هسته ای را ساخته اند که تبدیل به نیروی مولد و زایای جبهه ملی شده است. هسته ای که شادروان ورجاوند در پرورش آن کوشید و زعیم زیر بال و پرش را پیوسته گرفت.
برای همه آنانی که طی سال های گذشته شاهد این روند تکاملی بوده اند، آشکار است که این نسل جدید، با دانش و شجاعتی که از استادان خود آموخته، آینده جنبش ملی ایران را رقم خواهد زد. تا زمانی که استعفای دسته جمعی 5 نفر عضو دفتر پژوهش بسیاری را دگرگون ساخت و به تامل واداشت. البته برای آنانی که از نا رضایتی این دوستان که بر گرفته از کار شکنی ها، تنگ نظری ها و شانتاژهای گروهی که "باند" نام گرفته است آگاه بودند، این اقدام چندان هم غیر منتظره نبود.
امروز کارشکنی "از ما بهتران" کار را به آنجا رسانده که سازمانی که زمانی با امپراتوری انگلیس دست و پنجه نرم میکرد تنها به انتشار بیانیه های ادواری به مناسبت های معین تاریخی اکتفا کرده و نه تنها امکان همبستگی نیروهای ملی زیر چتر خود را ایجاد نمیکند، بلکه باعث سر خوردگی و کناره گیری نیروهای جوان و پویای خود نیز میگردد.
این پسرفت دقیقا همانی است که حکومت اسلامی میخواهد تا از شیر بیشه، موش کوری بسازد که حتا محکوم کردن بازداشت یکی از کوشا ترین و قدیمی ترین اعضایش هفته ها به طول می انجامد.
این پدیده شوربختانه محدود به مرزهای کشورمان نمیشود. در برونمرز نیز زمانی است افرادی انگشت شمار با ادعای مالکیت تمام و کمال به هر چه که نام جبهه ملی بر خود دارد ، با روش هایی که نمونه اش را فقط در کشورهای کمونیستی دهه های شست و هفتاد میلادی میتوان یافت به تضعیف جبهه ملی مشغولند. گواهی شکست این دو باند، عدم مقبولیتشان در میان ملت ایران و بویژه نسل جوان میباشد.علی رغم آنکه محفل خارج نشین شان با ترتیب دادن مصاحبه های زنجیره ای حتا به جعل تاریخ مینشیند تا برای "از ما بهتران" مشروعیت تاریخی – سیاسی بسازد.
نسل جدیدی که به حق خود را متعلق به جبهه ملی میداند، به درستی راه خود را از افرادی که اندیشه و کردارشان هیچگونه سنخیتی با اندیشه و کردار بنیان گزاران این خانه ندارد جدا میکند. اگر جبهه ملی ای وجود داشته باشد متعلق به نسلی است که همچون دکتر مصدق می اندیشد و همچون فاطمی عمل میکند.
اکنون که ملت ایران با خروش خود جهانیان را مبهوت دلیری ودرایت خود کرده است، جبهه ملی آنجایی است که خواست های تاریخی و ملی ملت ایران در آن متبلور باشد.
یقین داریم که یاران جوان مان در ایران راه خود را خواهند یافت وبا الهام از آموزه های دکتر مصدق با تکیه بر نیروی ملت ایران به گونه ای که در خور شخصیت و جایگاه شان هست فلک را سقف خواهند شکافت و طرحی نو در خواهند انداخت.
آسمان مقدم – نیما ناصرآبادی – رضا عزیزی نژاد
Wednesday, September 2, 2009
پنجمین سالروز جنبش جهانی پاسارگاد

از همین امروز به جنبش جهانی پاسارگاد بپیوندید
هفتم شهریورماه، روزی فرخنده برای دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی ایران و همه ایرانیان است چون پنج سال پیش در چنین روزی نخستین نهاد مردمی برای پاسداشت میراث فرهنگی و طبیعی این کهن بوم و بر پایه گذاری شد. اگر چه، کمیته نجات پاسارگاد در آغاز به عنوان نهادی « ملی » برای جلوگیری از آب گیری سد سیوند و حفظ ارزش های فرهنگی، تاریخی و طبیعی دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی با همکاری گروه های مختلف مردم شکل گرفت اما چون از همان روزهای نخست، پایه گذاران این نهاد مردمی « آگاهی رسانی » برای نجات و حفظ این آثار ارزشمند را به عنوان میراث مشترک بشری و سرمایه نسل های آینده بشر به عنوان آرمان خود برگزیدند، در کوتاه ترین زمان بسیاری از مردمان ایرانی و جز ایرانی در سراسر جهان به یاری این کمیته شتافتند و نام آن را به عنوان یک نهاد فراملی و جهانی پر آوازه ساختند.
یکی دیگر از ویژگی های بارز کمیته نجات پاسارگاد که در فراگیر شدن گستره تلاش های آن موثر بوده، این که برای نخستین بار گروه های مختلف ایرانیان با هر دین و آیین و با هر اندیشه سیاسی و از هر سن و جنس و گروه اجتماعی با یک هدف متعالی مشترک یعنی « پاسداشت فرهنگ خردمدار ایران و حفظ میراث فرهنگی و طبیعی » گرد هم آمدند.
خوشبختانه در این مدت، کمیته نجات پاسارگاد توانسته است ضمن بهره بردن از توانمندی های همه یاران با هر اندیشه و از هرگروه، همچنان هویت فرهنگی و ماهیت غیرسیاسی خود را حفظ کند و با همه دشواری هایی که در این راه پیش رویش بوده، استقلال نظری و مالی خود را به هیچ روی خدشه دار نسازد و این مهم به عنوان یکی از دستاوردهای ارزشمند جنبش بیداری پاسارگاد ستودنی است.
با این که دامنه تلاش های تلاش گران این جنبش روز به روز افزون تر می شود اما شوربختانه دستان تخریب کننده میراث فرهنگی و طبیعی ایران نیز همچنان شتابنده به ویران گری مشغول است.
اکنون صدای خرد شدن تنه درختان کهنسال، صحنه فرو ریختن بناهای تاریخی، چشم انداز خشکیده رودها و تالاب ها، انقراض نسل گونه های جانوری و گیاهی، آلودگی شدید آب و هوا و فرسایش روز افزون خاک، گسترش بیابان ها و تخریب مراتع و جنگل ها ، تخریب میراث معنوی و هزاران رویداد نگران کننده دیگر را در همه جای این سرزمین پهناور می توان دید و شنید؛ اما مسئولان دولتی از یک سو به توجیه عملکرد اشتباه خود در مدیریت منابع طبیعی و میراث فرهنگی مشغولند و از سوی دیگر روند این ویران گری ها را شتاب می بخشند.
پس در چنین هنگامه ای، همه آنانی که می توانند برای نجات میراث ملی به این جنبش بپیوندند و از هر راهی آن را یاری رسانند باید بدون لحظه ای درنگ از همین امروز به خویشکاری ملی و میهنی خود عمل کنند، چون فردا دیر خواهد بود.
و اما این روزها در حالی پنجمین سالگشت آغاز جنبش جهانی پاسارگاد را گرامی می داریم که دو تن از کوشنده ترین هموندان این جنبش آقایان محمدعلی دادخواه و کورش زعیم هنوز در بند هستند؛ پس ضمن آرزوی رهایی برای این دو یار آزاده، به سهم خود این روز را به همه تلاشگران جنبش جهانی پاسارگاد شادباش می گویم و از همه به ویژه سرکار خانم شکوه میرزادگی صمیمانه سپاسگزاری می نمایم.