ایران نوین

ایران نوین

Friday, February 27, 2009

وزير امور خارجه سابق بريتانيا; مشاركت در كودتا عليه مصدق از اشتباهات انگليس بود

عاليجنابان، ميهمانان عزيز:

مفتخرم كه امشب در اينجا نمايشگاه جذاب شاه عباس و دوباره‌سازي ايران را افتتاح مي‌كنم. در قرن شانزدهم ميلادي دو كشور مقتدر ايران و بريتانيا از مذهب براي تحكيم و تثبيت استقلال خود استفاده كردند. اين موضوع بيشتر از وجه افتراق دو كشور، وجه تشابه بين دو كشور را می‌رساند با لحاظ اين موضوع كه ارتباط بين نهادهای مذهبی و سكولار در دو كشور ايران و بريتانيا عمدتا جنبه غيرماهوی دارند. برخی در انگلستان ممكن است تعجب كنند كه چرا ايران را امروز جمهوری اسلامی می‌خوانند (جك استرا با بيرون آوردن يك سكه از جيب خود ادامه داد) اگر به اين سكه نگاه كنيد يك واژه اختصاری لاتين روي سكه ما مي‌بينيد كه مي‌گويد: ملكه انگلستان حافظ دين و ايمان است. ايمانی كه به ما كمك كرد تا استقلال بريتانيا را حفظ كنيم. به طور همزمان شاه عباس پيشرفت‌دهنده ايران و بريتانيای درگير در هند به طور مستقيم با هم كار می‌كردند و ايران بزرگترين شريك تجاری ما بود.

برخلاف دوران هند، روابط ايران و انگلستان از توازن بسي دور بوده است. در قرن نوزدهم انحصار تنباكو بسيار مضحك و نامعقول بود به نحوی كه همه ايران آن را تحريم كردند (تحريم تنباكو) و نيز قرارداد نفتی آغاز قرن بيستم به راستی يك اخاذی صريح بود «اشاره به قرارداد دارسی!».

چشم بستن بر روی حكومت رضاشاه كه تقليدی بی ‌مايه از آتاتورك بود و جامعه آن حساسيتی بيشتر از تركيه داشت. اشغال ايران توسط انگليس و آمريكا و شوروی در خلال پنج سال جنگ جهانی دوم و مداخله مستقيم به همراه آمريكا در بركناری دولت منتخب و دموكراتيك مصدق در سال 1953 كه با حمايت مدافعانه از شاه عليرغم عدم برخورداری از حمايت مردم ادامه يافت.


به نظر من اين انگليس است كه در درك ايران دچار مشكل مي‌باشد و نه ايران در درك ما. همانطور كه رئيس موزه بريتانيا دو هفته قبل در روزنامه فاينشنال تايمز گفت كه بسيار از انگليسي‌ها فراموش‌ كرده‌اند كه در تاريخ بين سال‌های 1950-1820 بريتانيا بر زندگی سياسی ايران سيطره داشت و اتفاقاتی كه در ايران رخ داد به طور عمده‌ای ناشی از مداخلات بريتانيا بود. ايرانی‌ها در پائين‌ترين سطح نيز از اين مسائل مطلع‌اند در حاليكه انگليسی‌ها حافظه گذشته را فراموش كرده‌اند. اين وجهی بسيار نامتقارن است.

*
ايران اهميت راهبردی عظيمی برای ثبات در خاورميانه دارد

اكنون زمان آن برای ما فرا رسيده است كه حافظه را به ياد آوريم. يك ملت بدون تاريخ همچون يك انسان بدون حافظه است و ايران همانطور كه اين نمايشگاه به ما يادآور مي‌شود برای مدت‌های طولانی مهمترين كشور منطقه بوده است و امروز نيز از اهميت عظيم راهبردی برای حل مناقشات در افغانستان، فلسطين و مسائل لبنان و ثبات عراق برخوردار است.
هرچه ما ايران را بيشتر بفهميم براي روابط غرب با ديگران بهتر خواهد بود و هرچه بهتر خودمان را بشناسيم براي تاريخ مشترك‌مان بهتر خواهد بود. نمايشگاه فعلی به زيبايی آراسته شده است. من به همه مديران موزه ملی ايران و سايرين، قائم مقام سازمان ميراث فرهنگی و همكارانشان و همه دولت‌ جمهوری اسلامی ايران تبريك می‌گويم البته از مدير موزه انگليس و همكارانش نيز تشكر می‌كنم.
اين نمايشگاه جذاب، برانگيزاننده و روشنگر است و گذشته ايران و تاريخ مشترك كشورهای ما را زنده می‌كند ولی همانند همه تاريخ آينده را نيز در بر می‌گيرد و مفتخرم كه رسما افتتاح اين نمايشگاه را اعلام نمايم


برگرفته از سایت :

http://www.jminews.com/news/fa/?mi=16&ni=5334

Thursday, February 19, 2009

در پیشگاه تاریخ


سی سال از انقلاب سال پنجاه و هفت می گذرد و بایسته است به جای بازگویی فجایع حاصل از استقرار جمهوری اسلامی و پی گیری تئوری های توطئه ، به بازنگری این شکست تاریخی ملت ایران بپردازیم و پشتیبانی دیر هنگام خود را دراین سالمرگ انقلاب پنجاه و هفت از آرمان خواهی و بصیرت شخصی اعلام کنیم که خطر استقرار استبداد مذهبی را دریافت و در آن شرایط وانفسا و بدون بازگشت صلاح کشور و ملت را در پذیرفتن مسئولیت خطیر نخست وزیری یافت. در نخستین روزهای نخست وزیریش با انحلال ساواک، آزادی زندانیان سیاسی، لغو سانسور و آزادی مطلق مطبوعات اولین گام ها را در راه استقرار دمکراسی در ایران برداشت .

شاپور بختیار یکی از سه تن امضا کنندگان نامه ای خطاب به محمد رضا شاه در سال 56 بود، که لزوم بازگشت حکومت قانون و آزادی های سیاسی را گوشزد میکرد. او که ژرفای بحران سیاسی، اجتماعی حاکم بر ایران را دریافته بود، از سویی از پافشاری همواره ی خود بر استقرار حکومت قانون و از سوی دیگر، از رویارویی و مرز بندی با قدرت گیری قشریون مذهبی باز نایستاد.

در آن نا بسامانی و آشفتگی، با مردم سخن گفت و از آنان خواست تا به خود و هویت ملی خود اعتماد کنند. ضمن نکوهش خود کامگی نظام استبدادی موجود که مملکت را بسوی انفجار کشانده بود، ملت را ازهیجان های ویرانگر و بیباکی نسنجیده بر حذر داشت، دعوت به استقرار نظامی قانونمند و دمکرات نمود و برای استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایران که همانا راهبر او در اقداماتش بودند کوشید.

شوربختانه ملت ایران به دلیل سده ها تجربه استبداد، فقدان آموزش و آگاهی های سیاسی، این اقدامات را نادیده گرفت و درنیافت که این دست آورد ها همانا جامه ی عمل پوشاندن به خواست های انقلاب است. مردم ایران که استبداد تمام راهها را برای ابراز نظر سیاسی به رویشان بسته بود، اعم از شهرنشین و توده های حاشیه نشین برآمده از اصلاحات ارضی ، به جای همبستگی و حمایت از دولتی که تبلور خواسته های ملت بود، اولویت را در آن دید که بر حس انتقام جویی و تنفر خود میدان داده و هشدارهای پی در پی و اعلام خطر در مورد بر پایی حکومت استبدادی مذهبی را نادیده بگیرد.

در آن شرایط بحرانی نه تنها عامه ی مردم، حتی روشنفکران و نیروهای سیاسی نیز به ندای او پاسخ مثبت ندادند، مواضع و خواست های مبا رزا تی خود مبنی بر استقلال و آزادی را رها کرده و در برابر روحانیان مرتجع و انحصار طلب قالب تهی کردند. گویا خرد در تدبیر امور جایی نمی یافت.

اگر چه تاریخ را با اگرها و شاید ها نمی نویسند؛ اما امروز ضرورت تاریخی است که هر ایرانی ملی، میهن دوست، آزادی خواه و خواهان دمکراسی، در پیشگاه تاریخ و در برابر ایران آینده اعلام دارد که عدم همبستگی به هنگام با اقدام آرمان گرایانه بختیار درپذیرفتن مسئولیت نخست وزیری، امکان بزرگ تاریخی ملت ایران را برای برقراری حکومت قانون و استقرار حاکمیت ملی هدر داد.

افسوسی که در فرد فرد ایرانیان آگاه و مسئول بخاطر استقرار و استمرار استبداد مذهبی در ایران موج می زند، ما را بر آن داشت تا به عنوان فرزندان این آب و خاک و نوجوانان زمان وقوع انقلاب 57، امروز و در پیشگاه تاریخ پشتیبانی دیر هنگام خود را از شاپور بختیار و آرمان های سیاسی او که همانا آرمان های اصیل انقلاب بزرگ مشروطیت بودند اعلام داریم.

ما تمامی ایرانیان دلبسته به ایران و آزادی خواه را فرا میخوانیم، که اکنون با سی سال تاخیر وکسب تجارب تلخ، صرف نظر از موضع سیاسی آن زمانشان ، همبستگی و پشتیبانی دیر هنگام خود را از آن آرمانهای اصیل و ملی اعلام کنند و درگسترش هر چه بیشتر خود آگاهی سیاسی و تاریخی ملت ایران گام بردارند و روشنگر راه آینده ی ایران باشند.

آسمان مقدم – شیوا نوجو- رخسا خیامی

رضا عزیزی نژاد – نیما ناصرآبادی

بهمن ماه 1387 خورشیدی

Wednesday, February 18, 2009

پی آمدهای یورش نظامی اسرائیل به غزه


هوشنگ کردستانی


چند هفته پیش از برگزاری انتخابات مجلس اسرائیل، دولتمردان آن کشور، برای کسب آرای بیشتر رأی دهندگان دست به یک یورش نظامی علیه گروه حماس در نوار غزه زدند تا بنا بر گفته خود مانع ادامه راکت پراکنی های فلسطینی ها به جنوب اسرائیل گردند.

آنها برآورد می کردند که برخورد نظامی با حماس بر محبوبیت و وجهة حزب حاکم میان رأی دهندگان اسرائیلی خواهد افزود، محبوبیتی که پس از ناکامی در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان بشدت آسیب دیده و کاهش یافته بود. همچنین برآورد می کردند که حزب الله لبنان در شرایطی نیست که برای یاری رساندن به فلسطینی ها دست به یک اقدام متقابل نظامی زده و جبهه دیگری علیه اسرائیل بگشاید.

حزب الله و رهبرانی چون شیخ فضل الله می دانستند که در صورت درگیرشدن در جنگی علیه اسرائیل قادر به تحمل زیان های ناشی از اقدام کوبنده تلافی جویانه ارتش اسرائیل نخواهند بود و نیز مطمئن نبودند که در صورت درگیری نظامی با اسرائیل این بار نیز بتوانند از حمایت های دست و دلبازانة جمهوری اسلامی برخوردار شوند.

کاربدستـان جمهوری اســلامی نیــز بـا توجه به کــاهش بهــای نفت و گرفتاری ها و پی آمدهــای نــاشی از آن، ترجیح دادنـــد تنها به برگــزاری تظاهرات، دادن شعار و پشتیبـــانی لفظی از حماس و همدردی بـــا فلسطینی هــا اکتفـا کرده و وارد کارزاری که شاید سران اسرائیل انتظار آنرا داشته و برای رویارویی با آن آماده بودند نشوند.

نظامیان اسرائیل طی 23 روز یورش به نوار غزه، هر کجا را که می خواستند به بهانة حضور عناصر حماس در هم کوبیدند که نتیجة آن 1500 کشته و بیش از شش هزار تن زخمی از سوی فلسطینی و چهارده کشته و شماری زخمی از سوی اسرائیل ها بود. حدود نیمی از قربانیان فلسطینی را غیرنظامیان و بیشتر زنان و کودکان تشکیل می دادند. دامنة تخریب ها به مراکز و ساختمانهای بنیادهای بین المللی (نظیر سازمان ملل) هم کشیده شد.

پرسشی که اکنون مطرح می شود این است که آیا دولتمردان اسرائیل به هدفهایی که عنوان می کردند یعنی تضعیف حماس و جلوگیری از راکت پراکنی به اسرائیل رسیده اند؟ آیا راه کار مشکل پیچیده و درازمدت میان اسرائیل و فلسطین تنها راکت اندازیست که با جلوگیری از پرتاب کردن آنها پایان یابد؟ مشکل واقعی چیست؟ راکت اندازی یا تشکیل کشور فلسطینی؟

اسرائیل با اقدام به یورش نظامی و کشتار شماری از مردم بیگناه و محاصره دریایی نوار غزه و جلوگیری از کمک رسانی های بشردوستانه به این منطقه افکار عمومی مردم جهان را بر علیه خود و همدردی با فلسطینی ها برانگیخت.

بی تردید بسیاری از بازماندگان کشته شده های این جنگ برخلاف میل باطنی خود از روی ناچاری به حمایت از حماس برخیزند، چیزی که بی شک خوشایند و صلاح سران اسرائیل نیست.

با یورش به غزه، اسرائیل حقانیتی را که در سالهای اخیر در پی سخنان نسنجیده و بدور از عُرف و خرد سیاسی رئیس جمهوری اسلامی در دنیا کسب کرده بود به یکباره از میان برد، افکار عمومی مردم مسلمان بویژه مسلمانان عرب را علیه خود شوراند، موقعیت کشورهای میانه رو عرب را که خواهان پایان یافتن مناقشة تاریخی اسرائیل و فلسطین و برقراری صلحی عادلانه میان آنها بوده و هستند تضعیف کرد، گروه حماس را در جایگاه تنها نیروی مقاومت آرمانهای فلسطینی ها نشاند و سرانجام آنکه با وجود این دست آوردهای منفی، در موقعیت و محبوبیت انتخاباتی ائتلاف حاکم تأثیر چشمگیری پدید نیامد.

مشکل اساسی و تاریخی اسرائیل و فلسطین بر سر ایجاد کشور فلسطین و به رسمین شناختن آن توسط دولت اسرائیل می باشد که در قطعنامه مصوب ســـال 1948 سازمان ملل پیش بینی شده است و فلسطینی ها سالهاست برای تشکیل آن با دولت اسرائیل درگیر هستند. نیمی از مردم اسرائیل با توجه به واقعیت حضور فلسطینی ها در منطقه و برای پایان دادن به جنگ و خونریزی موافق تشکیل دولت فلسطین هستند. اسحاق رابین نخست وزیر اسبق اسرائیل در راه تحقق این هدف، جان خود را از دست داد.

راهکار درست جلوگیری از راکت پراکنی فلسطینی ها یورش نظامی نیست بلکه به رسمیت شناختن این حق قانونی و انسانی آنهاست.

چنانچه دولت فلسطین رسماً به وجود آید و اسرائیل آنرا به رسمیت بشناسد، به امکان زیاد، راکت پراکنی ها پایان خواهد پذیرفت. حضور سربازان سازمان ملل میان مرزهای اسرائیل و فلسطین- همانگونه که در لبنان عمل شد- می تواند تضمین کننده تنش زدایی میان دو کشور باشد.

ادامه حالت جنگ و ناآرامی میان اسرائیل و فلسطین در عمل به سود تندروها و «بازهای» هر دو کشور است. در اسرائیل هر حزبی که بیشتر بر طبل جنگ بکوبد به پیروزی می رسد و در فلسطین نیز تندروها و طرفداران عملیات تروریستی مانند گروه های حماس که با موجودیت اسرائیل مخالفت می کنند قدرت را به دست می گیرند.

چنانچه کشور فلسطین موجودیت یابد و توسط اسرائیل برسمیت شناخته شود و مورد حمایت و دوستی دولت و مردم اسرائیل قرار گیرد، گروه های تندرو فلسطینی جای خود را به گروه های میانه رو خواهان ادامة صلح و دوستی با اسرائیل خواهند داد و متقابلاً در اسرائیل نیز شعار نابودی فلسطینی ها کارایی و کاربرد نخواهد داشت.

اگر دولتمردان اسرائیل بــه خواست اکثیـریت مردم اسرائیل که خواهان زندگی کردن آرام و همراه با صلح و آشتی در کنار همسایگان فلسطینی و عرب خود هستند توجه کنند می بایست به جای سیاست های جنگی، سیاست نزدیکی و به رسمیت شناختن کشور فلسطین را اتخاذ کرده و به تشکیل آن یاری رسانند. اگر در نوار غزه هم وجود گروه حماس مانعی بر سر راه اجرای این سیاست درست است می توانند به آن بخش از فلسطین که در اختیار گروه میانه رو فتح، تحت رهبری محمود عباس می باشد استقلال دهند و از ایجاد مجتمع های مسکونی جدید در آن منطقه جلوگیری نمایند.

موافقت با تشکیل کشور فلسطین توسط دولت اسرائیل و یاری رساندن به توده مردم بی پناه آن جهت رسیدن به شرایط بهتر و زندگی کردن در صلح و آرامش، بزرگترین عامل تضعیف گروه های تندرو فلسطینی به ویژه حماس و جهاد اسلامی است. تضعیف این گروه های تروریستی می تواند اهرم قدرتی را که جمهوری اسلامی از آن علیه اسرائیل و برافروختن آتش جنگ در منطقه استفاده می کند بی اثر یا کم اثر سازد.

دولتمردان اسرائیل باید میان برقراری صلح و آرامش در منطقه و کنار آمدن و زندگی کردن با 250 میلیون عرب و یا ادامه جنگ و خونریزی تـــا زمانهایی که پایانی بر آن متصوّر نیست، یکی را برگزینند.

مسلّم است که هر انسان آزاده و آزادیخواهی، دست آزیدن به عملیات تروریستی و عملیات انتحاری را که نتیجه آن کشته شدن انسان های بیگناه از هر ملیتی که باشند، به شدت محکوم می نماید. برای از میان برداشتن پدیده تروریسم باید راه کارهای درست مسئله را بررسی و پیدا کرد و شرایط زیربنایی پدید آمدن و گسترش آن را از میان برداشت.

پدیده شوم تروریسم با جنگ و کشتار تروریست ها شاید کاهش یابد ولی از میان نخواهد رفت. برای پایان دادن به این معضل جهانی، عملیات نظامی به تنهایی کافی نیست.

ثبت نوروز در تقویم رسمی اونتاریو کانادا

Tuesday, February 17, 2009

با حکم حکومتی ، پرسپولیس را با استقلال(تاج) مساوی کردند

رئیس کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال: این یک بازی امنیتی است و پیش از بازی تذکرات لازم را داده بودیم !!!! ء

جمهوری و دمکراسی

Thursday, February 12, 2009

حمایت جبهه ملی ایران ازجنبش های برابری خواهانه و حقوق بشری زنان ایران


جبهه ملی ایران

برابری حقوق زن و مرد را یک اصل سازش ناپذیر می داند


هم میهنان عزیز،

شکوفایی و پویایی جنبش زنان ایران برای تحقق آزادی و برابری برای بسیاری از صاحبان قدرت چنان نگران کننده شده است که بیش از پیش دادگاههای جمهوری اسلامی را برای ایجاد محیط رعب و وحشت و کاستن از روند رو به رشد جنبش بخدمت گرفته اند. فعالیت های مسالمت آمیزی مانند گردآوری امضاء سبب آزار و توهین و شلاق و زندان می شود. حد و مرز ورود ماموران امنیتی به خانه های این فعالان از بین رفته است. چنانکه در روزهای اخیر برای بازداشت سه فعال جنبش زنان از جمله خانم نفیسه آزاد ماموران امنیتی با ادعای داشتن مجوز بازرسی بطور خشونت آمیزی وسایل منزل ایشان را در هم ریختند. و نیز مورد بانو عالیه اقدام دوست که در 22 خرداد 85 به مناسبت شرکت در اجتماع قانونی بزرگداشت روز زن شرکت کرده و یازداشت شده بود، با رای دادگاه تجدید نظر به سه سال زندان تعزیری محکوم و به زندان اوین برده شده است. دستگیری های بی شمار زنان فعال کشور که به نابسامانی خانوادگی و آثار سوء روی کودکانشان می انجامد بصورت گسترده ادامه دارد.

نقش سازنده زنان ایران در جنبش حقوق بشری و برابری خواهی چشمگیر است، در حالی که اعلامیه جهانی حقوق بشر برابری زن و مرد را تضمین کرده، و قانون بین الملل از قوانین داخلی ما فراتر است، زنان ایران بایستی برای بنیادی ترین حقوق خود که عدم تبعیض جنسیتی است و در جمهوری اسلامی نادیده گرفته می شود، مبارزه کنند.

حاکمیت جمهوری اسلامی برابری و عدم تبعیض جنسیتی را برنمی تابد و نسبت به زنان بصورت زیردستی محدود در چارچوب خانواده سنتی می نگرد. زنان میهن ما نشان داده اند که افزون بر حفظ جایگاه ویژه خود در خانواده، دارای توانمندی های گسترده ای هستند و قادرند دوشادوش مردان و گاه فراتر از آنان در اجتماع حضور داشته باشند و سهم خود را در تلاش برای پیشرفت و سعادت ملت ایران و بنیانگذاری یک ایران آزاد و مردم سالار را به دوش کشند. زنان ایران را هرگز تهدید و زندان نتوانسته و نخواهد توانست از از اوج ایرانی بودن به سطح ارزشهای قبیله ای تاریخ گذشته پایین بکشد؛ همانگونه که در دانشگاهها دختران دانشجو با اکثریتی قاطع و کیفتی چشمگیر حاضر هستند و با همه دشواریهایی که برای ورود و ادامه تحصیل آنان ایجاد شده است با پیروزی هایشان کوته فکران را حیرت زده کرده اند.

جبهه ملی ایران، برابری حقوق زن و مرد را یک اصل سازش ناپذیر می داند، و از جنبش های برابری خواهانه و حقوق بشری زنان ایران پشتیبانی می کند. زنان نیمی از جامعه ایرانی و عهده دار رسالتی بزرگ در کنار مردان برای رسیدن به آزادیهای فردی و اجتماعی یعنی حاکمیت ملی هستند. ما خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط زنانی هستیم که بخاطر مبارزه برای حقوق بنیادین خود به عنوان عضو جامعه بشری زندانی هستند.

جبهه ملی ایران

تهران – تاریخ 23 بهمن 1387


Tuesday, February 10, 2009

انقلابزدگی عمومی ٭

مقاله مهشید امیر شاهی در روزنامه آیندگان



چندی پیش دو نفر از آشنایان، كه هر دو از مبارزان جبههٌ ملی هستند و از شریفان این ملك، به من خبر دادند كه نشریه ای از پاریس رسیده است با عنوان: نامه ای سر گشاده خطاب به همهٌ مبارزان٭٭ و می خواستند بدانند كه من آن را خوانده ام یا نه. هنوز این نامه به من نرسیده بود (دو روز دیرتر رسید) قرار شد جمع شویم و آن را بخوانیم و احیاناً در باره اش صحبتی بكنیم.


در جمع شلوغ نامعقولی این كار انجام شد. من نامه را خواندم ولی بحثمان مجمل ماند. آنقدر بود كه آن آقایان، كه با بیشتر مفاد نامه موافق بودند، اعتقاد داشتند كه زمان نوشتن آن مطالب هنوز نرسیده است. پرسیدم: چرا؟ گفتند: آخر در این لحظات گفتن اینكه روحانیون صواب نیست كه خود را به سیاست آلوده كنند خطاست - این حرف ها را دیرتر باید زد. جواب به نظرم غیر منطقی آمد یا لا اقل من این منطق را قبول نداشتم. حرف های نامهبر حق بود و من برای زدن حرف حق زمان قائل نبودم. به علاوه تصورم این بود كه اگر زمانی برای زدن حرف حق لازم است، چه زمانی مناسبتر از اكنون

ولی خوب نظر دوستان جز این بود و من این اختلاف سلیقه را به این حساب گذاشتم كه آنها سیاستمدارند و من نیستم؛ آنها با تیز بینی سیاسیشان نكته ها می بینند كه من با نگاه سادهٌ لریم نمی بینم.

و حالا - با تأسف یا شعف، نمی دانم كدام - باید اعتراف كنم كه امروز، یعنی یكی دو ماهی بعد از این مقدمه، من از سیاستمداری دورتر از آن روز هم افتاده ام - چون امروز نه فقط زمان تحریر آن نشریه را زود نمی بینم بلكه دراین حسرتم كه چرا نامه ای سرگشاده به همهٌ مبارزان زودتر نشر نیافت و در این آرزوی عبث كه كاش از نوع آن نامه ها در آن زمان بیشتر نوشته می شد.

آن روز جز آن مقاله چیزی از این مقوله ندیدیم و حالا بر حسرت حیرت هم افزوده شده است: امروز در این حیرتم كه چرا بیشتر روشنفكران متعهد و مسؤل سكوت كرده اند. متعهد و مسؤل را با طنز به كار نبردم، چون اتفاقاً آنها كه تعهد و مسؤلیتشان طنز آمیز است هیچ كدام ساكت ننشسته اند، همه بحمدالله اخیراً طی مقالات و رسالات به دین مبین اسلام مشرف شده اند و شتاب دارند كه خود را در صفوف فشردهٌ دیگر تازه اسلام آورده ها جا كنند. شتاب از این باب كه مباد در این دنیا عقب و بی نصیب بمانند.

حیرت من فقط به سكوت روشنفكران ختم نمی شود - مثلاً در این حیرتم كه چرا اعضاء وزارت خارجه پی هم اعلامیه های انقلابی صادر می كنند. این آقایان تا زمان دولت تیمسار ازهاری هم آدم های سر به راه و پا به راهی بودند و شامپانی و خاویار به مزاجشان سازگار بود. چه شده است؟ دنیای وارونه ای داریم: سیاستمداران قدیم به جای آنكه عمل كنند در محضر آقایان روحانیون كسب فیض می كنند؛ روشنفكران به جای آنكه فیض برسانند سكوت می كنند؛ دیپلمات ها به جای آنكه سكوت كنند حرف می زنند.

از بقیهٌ حیرت ها و حسرت ها چه بگویم؟ از كدامش بگویم؟ از اینكه گمركچیانی كه تا دیروز در پناه دولت وقت برای رد كردن هر بسته و چمدان گوش من و شما را می بریدند و امروز ناگهان می خواهند دزد من و شما را بگیرند؟ یا از كارمندان تلویزیون كه در گذشته اوامر دولت های پیش را نه فقط بی چون و چرا بلكه با خوش رقصی اجرا می كردند و حالا برای دولتی كه فرمایش صادر نمی كند لب ورچیده اند و ناز می كنند؟ یا از نمایندگان مجلسی كه به این امید از مسند وكالت استعفا می دهند كه كرسی وكالت آینده شان را گرم نگهدارند؟ یا از روزنامه نگارانی كه دیروز مرعوب بودند و امروز هم متأسفانه مرعوبند؟ و یا از این آخرین حیرت و حسرت غریب و عظیم كه یك نفر، حتی یك نفر، در این ملك نیست كه صدا و یا قلمش را صریحاً و مستقیماً در دفاع از شاپور بختیار به كار برد؟ همهٌٌ اینها را نمی شود گفت، زیاده مفصل است و از حوصله (و احتمالاً سیاست فعلی) روزنامه ها خارج.

من تا امروز به هیچ روزنامه و نشریه ای مطلبی نداده ام كه حال و هوای سیاسی داشته باشد. شاید به این دلیل كه تا امروز در مملكتم به سیاستمداری چون شاپور بختیار برنخورده بودم كه بدانم سیاست الزاماً مغایر شرافت، صمیمیت و وطن پرستی نیست. من تمام این صفات، شرافت، صمیمیت، وطن پرستی، را در آقای شاپور بختیار سراغ كرده ام. به علاوه به سرافرازی و آزادگی او مؤمنم. من ایمان دارم كه اگر امروز او را از صحنهٌ سیاست مملكتمان برانیم خطایی كرده ایم جبران ناپذیر و نابخشودنی. من معتقدم كه این مرد عزیز این مرد عمل دارد فدای هیجان و غلیان عده ای و فرصت طلبی های عده ای دیگر می شود و اگر فدا شود اسف انگیزترین شهید حوادث اخیر خواهد بود.

من صدایم را به پشتیبانی از آقای شاپور بختیار با سربلندی هر چه تمامتر بلند می كنم، حتی اگر این صدا در فضا تنها بماند. من از تنها ماندن هرگز هراسی به دل راه نداده ام. ولی این بار می ترسم نه به خاطر خودم، بلكه به خاطر آیندهٌ این ملك و سرنوشت همهٌ آنها كه دوستشان دارم.



٭ این مقاله در بهمن ماه ۱۳۵۷ در آیندگان منتشر شد با عنوان كسی نیست از بختیار حمایت كند؟ كه انتخاب نشریه بود. عنوانی كه نویسنده به مقاله داده است: انقلابزدگی عمومی است.

٭٭ مقصود جزوه ای است كه در پاریس منتشر شد و آخوندان را از دخالت در سیاست منع می كرد


http://www.amirshahi.org/

اطلاعات ارسالی از ماهواره امید : زمین گرد است!

به دنبال دریافت اطلاعات ارسالی از ماهواره امید اعلام شد : زمین گرد است!


رئیس جمهور ضمن اعلام این خبر خوش فضایی آن را رخدادی بزرگ و افتخار آمیز در تاریخ کشورمان دانست و گفت: البته گرده گرد هم نیست، یه چیزیه تو مایه‌های تخم اسب حضرت عباس‌! وی سپس ادامه داد : ما از ابتدا هم حدس میزدیم که آلبرت نیوتن کاشف گردی زمین قربانی لابی صهیونیست شده بود. وی در جواب اعتراض حاضرین به این که اون گالیله بود که گفت زمین گرده, پاسخ داد: مگه گالیله اون نبود که تابلو می‌کشید ؟ جمعیت: نه، اون لئوناردو داوینچی بود، در این لحظه رئیس جمهور با تیز هوشی پاسخ داد: مالیدین ! لئوناردو رو که خودم میشناسم، همونه که فیلم تایتانیکو بازی کرد!

محمود احمدی نژاد در باب اهمیت صنعت هوا فضا در اسلام گفت: در صدر اسلام هم خیلی‌ به فضا اهمیت داده میشد که اوج این مساله رو در دو واقعه شق القمر و خطبه شقشقیه شاهد هستیم، مورد اول که احتیاجی‌ به توضیح نداره، و در شقشقیه هم روی بالا رفتن و بلند شدن تاکید شده که در اسلام خیلی‌ مهمه.

رئیس جمهور سپس شایعه ساخت ماهواره امید توسط کره شمالی‌ را شدیدا تکذیب کرده و اعلام کرد که فناوری تولید ماهواره امید کاملا بومی بوده و در ساخت آن تنها از حلبی کنسروهای یک و یک و قابلمه‌های ساخت ایران استفاده شده. محمود احمدی نژاد در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید؛ آیا شما فکر نمیکنید که امروزه هر ننه قمری میتونه چنین ماهواره‌ای بفرسته فضا؟ گفت: این بزغاله رو کی‌ را داده اینجا ؟

دکتر رئیس جمهور سپس در تبیین فعالیتهای آینده ایران در این زمینه گفت: برای روحانی تر شدن فضای فضا، اقدام به تغییر نام برخی‌ از سیارات کردیم، در همین راستا نام سیارت بهرام و ناهید به ترتیب به ابوالفضل و رقیه سادات تغییر میکنند، رئیس جمهور همچنین از تغییر نام کهکشان راه شیری به بزرگراه شهید شیخ فضل الله نوری خبر داد.

دکتر احمدی نژاد در جواب خبرنگاران در مورد اهداف ماموریت ماهواره امید تشریح کرد: کار خاصی‌ قرار نبود بکنه! برای ما مهم این بود که یه چیزی هوا کنیم که کردیم، خیلی‌ هم به هدف و ماموریتش فکر نکردیم، همینکه اون بالا میچرخه خودش خیلی‌ باحاله! وی با بیان اینکه ماهواره امید تا این لحظه ۲۳ دور دور ما چرخیده گفت: جوانان انقلابی‌ و مومن ما می‌تونن در اوقات فراغت بشینن بشمرن که امید چند دور چرخیده دورمون، براش دست تکون بدن و بوق بزنن تا خستگی‌ از تنش بیرون بره! محمود احمدی نژاد در پایان اعلام کرد که ماهواره امید تا نابودی کامل اسراییل همچنان خواهد چرخید! گزارشها حاکیست جمعیت حاضر با شعار; دوچرخه, دوچرخه, قمر محمود میچرخه, حمایت خود را از رئیس جمهور ابراز داشتند.

پ.ن. مشخصات موشک سفیر ۲ (حمل کننده ماهواره امید) :

  • طول: دراز
  • قطر: خیلی‌ کلفت
  • وزن: ماشالا هیکل
  • نوع کلاهک: ختنه شده
  • موتور محرک: تندر ال ۹۰
  • سوخت: بنزین بدون سرب (با کارت سوخت ویژه)
  • سیستم ناوبری: فوتوشاپ
  • مدار گردش: قوس حوزوی ۳۶۰ درجه
  • ارتفاع: اون بالا بالا‌ها

محکومیت جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس بازرگان و بازداشت های خودسرانه

به نام خداوند جان و خرد



سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس بازرگان و بازداشت های خودسرانه آنجا را محکوم می کند





هم میهنان،



حاکمان تکیه زده بر اریکه قدرت، که تبلیغات غیرواقعی خود مبنی بر قدرت نمایی در عرصه بین المللی را فقط خود باور کرده اند، در عرصه داخلی چنان احساس ضعف و شکنندگی می کنند که خفقان و نقض حقوق شهروندی را بدون اندکی دغدغه و با شدت بیشتری ادامه می دهند. تازش به نهادهای مدنی، از جمله جنبش های دانشجویی، را همه روزه به بهانه های گوناگون در دستور کار خود قرار داده اند.

این همه تبلیغ و قدرت نمایی در عرصه بین المللی که خود نشانه فقدان قدرت واقعیست، نه تنها نتوانسته اندکی به اعتماد به نفس آنها بیافزاید، بلکه نگرانی از آینده چنان پریشانشان کرده که گویی رشته نگاه دارنده حاکمان جمهوری اسلامی به قدرت تنها به مویی بسته که حتی برگزاری آیین سالگرد مهندس مهدی بازرگان، نخستین رییس دولت انقلاب هم امنیت آنها را به خطر می اندازد و نمی توانند آنرا تحمل کنند.

در تاریخ هفدهم بهمن ماه، پس از جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس مهدی بازرگان در حسینیه ارشاد توسط نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، هشت نفر از شرکت کنندگان این آیین را به نام های کورش دانشیار، مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و شفیعیان، پاکرخ و خانجانی از شرکت کنندگان را بطور خشونت آمیز بازداشت و به جای نامعلومی منتقل نمودند.

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران، ضمن محکومیت جلوگیری از برگزاری آیین سالگرد مهندس مهدی بازرگان و بازداشت های صورت گرفته در آن، انزجار خود را از این نوع برخوردها اعلام نموده و خواستار آزادی بازداشت شدگان در این آیین و پایان دادن به رفتارهای قرون وسطایی حاکمیت در برخورد با دگراندیشان می باشد .



سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

21 بهمن ماه 1387 خورشیدی