ایران نوین

ایران نوین

Friday, November 28, 2008

مرغ سحر

ملک‌الشعرای بهار

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه‌تر کن

زآه شرربار این قفس را

برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ

نغمه‌ی آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه‌ی این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد

آشیانم داده بر باد

ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!

شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است

ابر چشمم ژاله‌بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!

دست طبیعت! گل عمر مرا مچین

جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این

بیشتر کن

مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن

عمر حقیقت به سر شد

عهد و وفا پی‌سپر شد

ناله‌ی عاشق، ناز معشوق

هر دو دروغ و بی‌اثر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی وطن و دین بهانه شد

دیده تر شد

ظلم مالک، جور ارباب

زارع از غم گشته بی‌تاب

ساغر اغنیا پر می ناب

جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ! ناله سر کن

از قویدستان حذر کن

از مساوات صرفنظر کن

ساقی گلچهره! بده آب آتشین

پرده‌ی دلکش بزن، ای یار دلنشین!

ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!

کز غم تو، سینه‌ی من پرشرر شد

کز غم تو سینه‌ی من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد

Thursday, November 27, 2008

ماشین اعدام را متوقف کنید



حمیدرضا خادم


زمانی که اقتدار نظام جمهوری اسلامی تبدیل به رژه های گسترده خیابانی و نمایش و تمرین عملیات ضد شورش در سطح کشور می گردد ، و همینطور موج اعدام به بهانه های مختلف در سراسر کشور با تبلیغات و انعکاس خبری وسیع صورت می گیرد و همچنین رهبران جنبش های مدنی و سندیکاهای مختلف به صورت مستمر بازداشت و احضار می گردند و دانشجویان همیشه مبارز و دمکراسی خواه این کشور در آستانه شانزدهم آذر و روز دانشجو به صورت گروهی به بند کشیده می شوند ، نشان می دهد که به واقع نظام جمهوری اسلامی نه تنها مقتدر نیست بلکه دچار بحران شدید سلطه و اقتدار گشته و بر این اساس ، این رفتارها را در قالب توجیه اقدامات پیشگیرانه صورت می دهد تا با قدرت نمایی و ایجاد هراس در دل مردم و برقراری سیاست مشت آهنین ، چهره سرکوبگر خود را هرچه بیشتر عیان نموده تا کسی شهامت اعتراض نسبت به تمامی فجایع رخ داده در کشور را در خود نیابد .

جمهوری اسلامی که بر ضعف خود در برابر جنبش های قدرت مند و هوشیار مدنی ایران اشراف کامل دارد ، سیاست های داخلی و خارجی خود را مبتنی بر اصل برقراری خود به هر شکل ممکن ، پایه گذاری نموده و با ایجاد سد هایی پشت سر هم درصدد کنترل فشارهای جامعه بر خود می باشد .

در این روزها شاهد هستیم که حتی با لرزان نگاه داشتن پایه های دولت نهم بر آن است تا بسان محمد رضا پهلوی که در آخرین روزهای حیاط خود به عنوان شاه ایران ناگزیر به زندان کردن دولت مردان خود از جمله هویدا و سایرین گشت ، در شرایط اوج انقلاب سال 1357 ، بار دیگر تاریخ را تکرار نماید تا شاید با استیضاح وزیری سراسر اتهام که مجلس هفتم رای نامطمئنی به وی داده ، در زمان حرکت جنبش های مدنی ، و پس از آن عدم رای اعتماد مجدد به دولت نهم و براه انداختن یک بازی جدید ، مانع حرکت جنبش های مدنی و به تبع آن جامعه گردد.

با تحلیل رفتار حاکمیت و واکنش های اجتماعی درخواهیم یافت که هرچه زمان به جلو حرکت می کند بر قدرت جنبش های مدنی افزوده می شود و از قدرت حاکمان کاسته می شود و تنها دلیل این اتفاق رفتارها و تصمیم گیری های نا بخردانه مسئولان در عرصه های مختلف از جمله سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و دور شدن هرچه بیشتر از ملت و خواسته های بحق آنان می باشد .

اما موضوع دردناک اتفاقات امروزی قربانیانی هستند که این روزها با جرائم و اتهام های گوناگون به دار آویخته می شوند . در اعدامهایی که این روزها شاهد آن هستیم و شاید برخی از آنها برای سالها به تعویق افتاده بود ، از جوانان این سرزمین که اکثریت آنان سن رشد و بالغ شدن خود را در همین دوران جمهوری اسلامی پشت سر گذاشته اند و اینک با روحیات عصیانگری بعنوان اراذل و اوباش بازداشت بازداشت می شوند گرفته ، تا مادری که دفاع از فرزند خود را حق مادری خود می داند ، از فعالان مدنی ، سیاسی و روزنامه نگاران گرفته تا کودکان زیر سن پانزده سال ، هیچ کدام از موج دردناک و تاسف انگیز اعدام های جمهوری اسلامی در امان نیستند ، حتی پس از تصویب بیانیه نقض حقوق بشر در ایران توسط سازمان ملل متحد ، بیش از ده نفر در یک روز اعدام می شوند تا بیان کاغذ پاره های آقای احمدی نژاد نسبت به قطعنامه ها و مصوبات سازمان ملل متحد و آژانس اتمی ، تجلی عملی بخود یابد .به هر حال ادامه این رفتارها و اعدامها با توجه به فعالیت بی نظیر نهادهای حقوق بشری نه تنها باعث بقای حاکمیت نمی گردد ، بلکه منزوی تر شدن و تشدید فشارهای داخلی و بین المللی را سبب می شود .

شاید زمان طولانی برای دستیابی به دمکراسی در کشور پیش رو داشته باشیم و برای رسیدن به آرمان شهر ، هزینه های بسیاری باید بپردازیم ، اما سابقه و تجربه نشان داده است که هرگاه ملت در برابر حاکمان ایستادگی و مقاومت نمودند ، آنان ناگزیر به عقب نشینی شده و در برابر ملت کوتاه آمده اند .

ولی امروز شوربختانه ، بجز برخی احزاب سیاسی و فعالان مدنی ، حقوق بشری و دانشجویی ، صدای اعتراضی نسبت به این اعدام ها در سطح جامعه شنیده نمی شود و سکوتی عجیب مردم ایران را فرا گرفته است . به باور من نسل امروز ما برای همیشه در تاریخ ایران ماندگار خواهد بود و بعنوان نسلی که با درایت و هوشمندی عرصه را به حاکمیت مذهبی تنگ نموده برای همیشه در تاریخ ایران ثبت خواهد شد چراکه پس از انقلاب سال 1357 ، ملت ایران جنگ را پشت سر گذاشتند و از مرزهای ایران حراست نمودند ، پس از آن در سازندگی کشور مشارکت کردند اما چون به خواسته ها و مطالبات خود در طول بیست سال از گذشت انقلاب نرسیدند ، دست به رفرم زدند و اصلاحات از بالا و درون حاکمیت را آغاز نمودند و پس از عدم حصول نتیجه ، با عدم مشارکت ، نا فرمانی مدنی و تقویت جنبش های مدنی در جهت فشار بر حکومت و دستیابی به دمکراسی فعالیت نمودند . ولی انتقادی که در این مقطع به ملت ایران وارد است ، سکوتیست که در برابر اعدام های صورت گرفته در جامعه ایجاد شده است .

هوشیار باشیم اگر به این سکوت ادامه دهیم ، ممکن است روزی نوبت ما باشد که در برابر دیدگان همه و برای عبرت سایرین به دار آویخته شویم و کسی نمانده باشد تا از ما دفاع کند ، پس سکوت را بشکنیم و بار دیگر جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی نماییم ، حاکمانی که باید بگوش و هوشیار باشند و پل های پشت سر خود را ویران ننمایند و در رفتار خود نسبت به ملت ایران تجدید نظر کنند که از این نابرابری ها و بی عدالتی ها روزگار ناخوشایندی برای خود و کشور نسازند .

Wednesday, November 26, 2008

وطن



وطن يعني همه آب و همه خاك وطن يعني همه عشق و همه پاك
به گاه شيرخواري گاهواره به روز و درد پيري ، عين چاره
وطن يعني پدر ، مادر ، نياكان به خون و خاك بستن عهد و پيمان
وطن يعني هويت ، اصل ، ريشه سرآغاز و سرانجام هميشه
وطن يعني محبت ، مهرباني نثار هر كه داني و نداني
وطن يعني نگاه هموطن دوست هر آنجايي كه داني هموطن اوست
وطن يعني قرار بيقراري پرستاري ، كمك ، بيمارداري
وطن يعني هواي كوچه ي يار در آن كو دل شكستن هاي بسيار
نگاهي زيرچشمي ، عاشقانه به كوچه آمدن با هر بهانه
وطن يعني غم همسايه خوردن وطن يعني دل همسايه بردن
وطن يعني زلال چشمه ي پاك وطن يعني درخت ريشه در خاك
ستيغ و صخره و دريا و هامون ارس ، زاينده رود ، اروند ، كارون
دنا ، الوند ، كركس ، تاق بستان هزار و قافلانكوه و پلنگان
وطن يعني بلنداي دماوند شكيبا ، دل در آتش ، پاي در بند
وطن يعني شكوه اشترانكوه به درياي گهر استاده نستوه
وطن يعني سهند صخره پيكر ستيغ سينه در سنگ تمندر
وطن يعني وطن استان به استان خراسان ، سيستان ، سمنان ، لرستان
كوير لوت ، كرمان ، يزد ، ساري سپاهان ، هگمتانه ، بختياري
طبس ، بوشهر ، كردستان ، مريوان دو آذربايجان ، ايلام گيلان
اراك ، فارس ، خوزستان و تهران بلوچستان و هرمزگان و زنجان
وطن يعني سراي ترك با پارس وطن يعني خليج تا ابد فارس
بهشتي چشم را گسترده در پيش ابوموسي و مينو ، هرمز و كيش
وطن يعني همه سازندگي ها رهايي از تمام بندگي ها
بريدن دست غير از گردن نفت صلاي صبح ملي نفت
وطن يعني ز هر ايل و تباري وطن را پاسباني ، پاسداري
وطن يعني دلير و گرد با هم وطن يعني بلوچ و كرد با هم
وطن يعني سواران و سواري لر و كرد و يموت و بختياري
همه يك جان و يك دل بودن ما به دامان وطن آسودن ما
وطن يعني دلي از عشق لبريز گره باف ظريف فرش تبريز
وطن يعني هنر يعني سپاهان حرير دستباف فرش كاشان
وطن يعني كتيبه در دل سنگ تمدن ، دين ، هنر ، تاريخ ، فرهنگ
وطن يعني همه نيك و بهنجار چه پندار و چه گفتار و چه كردار
وطن يعني شب رحمت ، شب قدر شب جوشن ، شب روشن ، شب بدر
وطن يعني هم از دور و هم از دير سده ، نوروز ، يلدا ، مهرگان ، تير
وطن يعني جلال مانده جاويد ستون و سر ستون تخت جمشيد
هزاران نقش و خط مانده در ياد صبا ، كلهر ، كمال الملك ، بهزاد
نكيسا ، باربد ، افسانه و چنگ سرود تيشه ي فرهاد در سنگ
سر و سرمايه هاي سرفرازي ابوريحان و خوارزمي و رازي
به اوج علم و دانش رهنوردي ابونصر ، ابن سينا ، سهروردي
به بحر عشق و عرفان ناخدايي عراقي ، رودكي ، جامي ، سنايي
وطن يعني به فرهنگ آشنايي در لفظ دري را دهخدايي
وطن يعني جهاني در دل جام وطن يعني رباعيات خيام
وطن يعني همه شيرين كلامي عفاف عشق در شعر نظامي
وطن يعني نگاه مولوي سوز حضور نور در شمس شب و روز
وطن يعني پيام پند سعدي زبان پيوسته در پيوند سعدي
وطن يعني هوا و حال حافظ شكوه باور اندر فال حافظ
وطن يعني تبيره ، دمدمه ، كوس طلوع آفتاب شعر از طوس
وطن يعني شب شهنامه خواندن سخن چون رستم از سهراب راندن
وطن يعني رهايي زآتش و خون خورش كاوه و خشم فريدون
وطن يعني زبان حال سيمرغ حديث يال زال و بال سيمرغ
وطن يعني اميد نا اميدان خروش و ويله گرد آفرينان
وطن يعني لگام و زين و مهميز سواران قران و رخش و شبديز
وطن يعني گرامي مرز تا مرز وطن يعني حريم گيو و گودرز
وطن يعني دل و دستي در آتش روان و تن ، كمان و تير آرش
وطن يعني شبح يعني شبيخون وطن يعني جلال الدين و جيحون
وطن يعني به دشمن راه بستن به اوج آريو برزن نشستن
وطن يعني دو دست از جان كشيدن به تنگستان و دشتستان رسيدن
زمين شستن ز استبداد و از كين به خون گرم در گرمابه ي فين
وطن يعني گذشته ، حال ، فردا تمام سهم يك ملت ز دنيا
وطن يعني چه آباد و چه ويران وطن يعني همين جا ، يعني ايران



شعر از : علیرضا شجاع پور


Thursday, November 13, 2008

چنان گرم از بساط خاک بگذر که شمع مردم آینده باشی

علی اکبر بهمنش وکیل مدافع شجاع و آزادی خواه درگذشت
یادش گرامی


Wednesday, November 12, 2008

آری، ما هم می توانیم. Together with the world to and with Obama


نویدِ اوباما:
ما هم می توانیم

ما ایرانیان که بخش عمده هشت سال گذشته را از سویی با خطر جدی حمله نظامی آمریکا
به ایران روبرو بودیم و از سوی دیگر زیر فشار شدید رژیم حاکم بر ایران قرار داشتیم- رژیمی که حقوق اساسی و طبیعی مردم را پایمال و از پیشبرد خواسته های صلح آمیز و بر حق مردم و توسعه ملی کشور جلوگیری می کند- از پیام و الگوی شما نیرو و الهام میگیریم.
آری، شما توانستید !
پس ما هم امیدواریم ، که خواهیم توانست !
به شما تبریک می گوییم که با این انتخابات پر اهمیت امید را در کشور خود و جهان افزون کردید و آرزومندیم که امکان همکاری در راه صلح ، امنیت مشترک و حقوق بشر را داشته باشیم و بتوانیم زمینه دوستی بیشتر و درک متقابل بین مردم ایالات متحده آمریکا و مردم ایران را فراهم کنیم.
با همبستگی
جبهه ملی ایران- آلمان
21 آبان 1387خورشیدی
جبهه ملی ایران- آلمان به هموطنان گرامی پیشنهاد میکند همراه با ما، با پیوستن به گروه جهانی آواز به جمع صدها هزار امضاء کننده این گروه بپیوندند.
این حرکت نمادین توجه نشریات معتبر جهانی را به خود جلب کرده و به تیتراول رسانه های شاخص جهانی تبدیل شده است. این امضاها و پیام ها بر روی دیواری بزرگ در مرکز شهر واشنگتن به نمایش گذاشته شده ومی شود .
http://www.avaaz.org/en/million_messages_to_obama/

Together with the world
to and with Obama
We Iranian activists who have spent the major portion of the last eight years under the very real threat of a US military strike on Iran, even while suffering from a regime which hinders our most basic rights and the just and peaceful aspirations of our people as also the country's national development, are especially empowered by your message and example.
Yes, you can.
Thus we hope , that so can we too!
We congratulate you on furthering hope for your country and the whole world with this momentous election, and look forward to working with you for peace, common security and people's rights, as well as greater cooperation and understanding between the people of the United States of America and the people of Iran.
In Solidarity,
Iran National Front - Germany
11.11.2008

Members of the Iran National Front – Germany, have joined hundreds of thousands worldwide in signing the AVAAZ community message while adding their own specific comment to it.We encourage all Iranian activists and individuals, to join us and the world community by signing the AVAAZ message at:

http://www.avaaz.org/en/million_messages_to_obama/

Monday, November 10, 2008

مراسم19 آبان سالروز شهادت دکتر حسین فاطمی





متن سخنرانی "اشکان رضوی" به مناسبت مراسم19 آبان سالروز شهادت دکتر حسین فاطمی بر آرمگاه او




به نام خداوند جان و خرد

حوادثی که در طول تاریخ برخی ملتها بویژه ملل تحت استعمار و استبداد رخ می دهد گاه با گذر زمان خیلی زود به بوته ی فراموشی سپرده می شود و بویژه آن هنگام که ملتی اسیر استبداد، سرنوشت کشور خویش را از دست دیکتاتور و مستبدی میگیرند و به دست مستبدی دیگر می سپارند و ناگزیر از آن که این قانون ناننوشته ای است که با گذشت زمان وضعیت هر کشور استبداد زده ای که حاکمانش منتخب مردم و بازتاب خواستهای حقیقی آنان نباشند رو به زوال خواهد گذاشت و روز به روز راه نشیب خواهد پیمود.

مردم اسیر دست استبداد غافل از آن که چیزی که ایشان را دچار این وضعیت نابهنجار و این فلاکت و سیه روزی روز افزون نموده است نفس استبداد است نه نوع آن ،آرزوی رسیدن به گذشته را در سر می پرورانند و نسلهای نو بدون آن که بدانند نیاکانشان به راستی چرا به مبارزه با رژیم دیکتاتور گذشته رو آوردند زیر بمباران تبلیغاتی برخی نا آگاهان و یا غرض ورزان به محاکمه ی مادران و پدران خود روی می آورند که چرا؟

آیا همان وضعیت گذشته بهتر نبود؟

و در این بین در اکثر موارد روشن فکران و حتا کسانی که خود در آن مبارزات شرکت داشتند پاسخی روشن برای این تردید فرزندان و نسل پس از خویش ندارند.

اما در این بین هستند رویدادهایی که آن چنان بر تارک پیشینه ی مبارزاتی ملتی تحت ستم می درخشند که با اندکی ژرف نگری در آنها می توان حقیقت را برای همه و بویژه نسل جوان روشن کرد و به آنها که یا درک درستی از شرایط تاریخی ندارندو یا آگاهانه به خاطر منافعشان آنها را نادیده می انگارند نشان داد که" نمی توان همه چیز را در گذر زمان از حافظه ی تاریخی یک ملت زدود".

باشندگان ایرانزمین

یکی از بارزترین این حوادث دهشتناک در تاریخ معاصر ما کودتای به راستی ننگین 28 مرداد سال1332 و پیامدهای شوم آن است.

دستگیری،تبعید و اعدام بزرگترین آزادیخواهان تاریخ معاصر ایران و مبارزانی که به اثبات تاریخ به جرات می توان گفت از کم شمار افرادی بودند که در تاریخ استبداد زده و استعمارزده ملت ایران ،نماینده ی راستین ملت و برآمده از متن آنها و بازتاب دهنده ی خواستهای آنها بودند .

آری اینچنین بود که"

در سحر گاه 19 آبان ماه 1333 راد مردی که تاریخ معاصر ما چون اویی را کمتر سراغ دارد با بدنی تب دار و بیمار به جوخه اعدام شب پرستان سپرده شد تا تراژدی مرگ بابک را در اذهان ایرانیان زنده کرده و ایرانیان را یاد آور شود که آزمندی انیران و دشمنان را پایانی نیست و نخواهد بود و این خاک، زنده به خون فرزندان رشید ایرانزمین است و بس.

و او که تا آخرین لحظه ی زندگی شرافتمندانه اش به راستی به همان آرمانهایی که ملت ایران اورا به همین خاطر برگزیده بود وفادارو پایبند بود با فریاد زنده باد مصدق ،و پاینده ایران ، زنده بودن جاودانی نهضت ملی ایران را تا همیشه تاریخ فریاد زد .

در حالیکه قلب پاک دکتر فاطمی آماجگاه گلوله هایی قرار می گرفت که کار نیمه کاره ارتجاع سیاه و اهریمنی را که پیش از آن در ترور او ناکام مانده بود به پایان می رسانید.

دیکتاتوری وقت ایران که هرگاه اوضاع را نامساعد می دید فرار را بر قرار ترجیح می دادو با خیالی آسوده بر فرش سرخی که جلادانش باهمکاری روباه پیر انگلیس و استعمارنو امریکا، از خون پاک دکتر فاطمیها زیر پایش گسترده بودند گام نهاد و اوضاع به ظاهر امنی که با زندانی کردن و تبعید آزادیخواهان فراهم شده بود زمینه را برای یکه تازی استبداد بیدادگری دوباره در این سرزمین اهورایی بیش از پیش فراهم ساخت.

ایرانیان آزاده

اما اهمیت این نکته در کجاست؟

یاد آوری و بزرگداشت انسانهایی بزرگ چون فاطمی گذشته از آنکه کوچکترین سپاسی است که یک ملت می تواند در برابر فداکاریها و ازخودگذشتگیهای آنها ابراز دارد در واقع ادامه ی مبارزه ای است که از سالها پیش از سوی نیاکان فرمند ما آغاز گردیده و به دست بزرگانی چون فاطمی ادامه یافته است.

دکتر حسین فاطمی که در خانواده ای از عالمان دینی شهر نایین دیده به جهان گشود.پدرش آیت اله سید علی سیف العلما و مادرش دختر حجت الاسلام خادم بود.تحصیلات ابتدایی را نزد پدر و سایر افراد خانواده فرا گرفت سپس برای گرفتن دیپلم راهی اصفهان شد و در آن شهر همزمان با تحصیل ،اقدام به انتشار مقالاتی در روزنامه باختر نمود.پس از آن برای تکمیل تحصیلات روانه اروپا شد و در نیمه اول آبان 1327 به ایران بازگشت .در نیمه نخست سال 1328 روزنامه باختر امروز را در تهران منتشر کرد و در اسفند 1328 جبهه ملی ایران به پیشنهاد وی با حضور بیست و دو نفر از سرشناس ترین مبارزان ملی آن زمان به رهبری زنده یاد پیشوادکتر مصدق تشکیل گردید.

پس از آن دکتر فاطمی وهمراهانش با تلاش روزافزون به مبارزه ای پی گیر و خستگی ناپذیر با استعمارگران و عوامل داخلی آنان پرداختند.

او فریاد برمی آورد که:

"طبقه درس خوانده و فهیم ایران ! توده ی روشنفکر و باهوش !ایران را به دست خویشتن اداره کنیم .ما صاحب این خانه هستیم.ما باید آن توانایی و شخصیت ذاتی رااز خود بروز دهیم که هر نالایق پست و هر کوچه گرد بی فکر و کم شعور نتواندحاکم برمقدرات این مملکت شود."

و شگفتا که روشنفکران ایران برای این سخنان میهن پرستانه و روشنگر هیچگاه گوش شنوایی نداشته اند. "

هزینه این سخنان آتشین و بی پروا و این مبارزات رودرو و بی پرده تاختن به شاهی که اصول مشروطه را زیر پا نهاده بود ،توقیفهای مکرر روزنامه باخترو هتاکی مزدوران اردوگاه شوروی و انگلیس و جیره خوران ارتجاع بود. که تا کنون نیز این موجودات پست و حقیر دست از گزافه گویی های خود برعلیه این بزرگمرد تاریخ ایران زمین بر نداشته اند .

با آغاز نخست وزیری دکتر مصدق ، دکتر فاطمی به عنوان معاون سیاسی و پارلمانی وی مشغول به کار شد و پس از آن به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی برگزیده و در آخرین ماموریت خود نیز عهده دار وزارت امور خارجه در کابینه دکتر مصدق بود.

در نیمه شب 25 مرداد 1332 به دنبال کودتای عوامل آمریکا علیه حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق ،دکتر فاطمی توسط گارد شاهنشاهی دستگیر و محبوس گشت و مورد آزار واقع گردید .وبامدادان همان روز ودر پی شکست کودتا و فرار محمدرضا پهلوی از رامسر به بغداد ،آزاد گردید و همان روزنیز با حضور در کاخ سعدآباد به لاک و مهر کاخهای سلطنتی پرداخت و در سرمقاله "باختر امروز" 26 مرداد با عنوان

"خائنی که می خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد" ماهیت وابسته و پوشالی دربار را افشا نمود.

دکتر فاطمی در پی کودتای 28 مرداد 1332 مدتی مخفی گشت ولی سرانجام در 22 اسفند همان سال توسط سرگرد مولوی با استفاده از اطلاعات سروان جلیلوند دستگیر شد.رژیم شاه برای تقدیر از نامبردگان در همان روز مولوی را به پاداش این مزدوری به درجه سرهنگی و جلیلوند را به درجه سرگردی ارتقا داد.

پس از دستگیری دکتر فاطمی عوامل سرکوب رژیم شاه برآن شدند تا به هنگام انتقال او از شهربانی وی را به دست شعبان بی مخ و جمعی از اوباش او به قتل برسانند ولی این نقشه با فداکاری خواهر شجاع دکتر فاطمی که خود را سپر برادر نموده بود نا کام ماند.

پس از آن واقعه دکتر فاطمی به بیمارستان منتقل و در شرایطی که از آثار ضربات کاردها و خنجرهای وارده شب پرستان رنج می برد و مضاف بر اینکه پس از سوء قصدنا فرجام و کور مهدی عبدخدایی در تاریخ 26 بهمن 30 هیچگاه نتوانسته بود سلامت جسمی کامل خود را بازیابد در وضعیتی بسیار بحرانی قرار گرفت.

آن چنان که در سند 19 تیر 33 مشاهده می شود به دستور محمدرضا شاه بازجویی و در بیدادگاه فرمایشی و سری به بیرحمانه ترین شیوه محاکمه و محکوم به اعدام گردید.

و در سپیده دم 19 آبان 33 دکتر فاطمی با پیکری تبدار و بیمار آماج گلوله دژخیمان گشت تا عبرتی باشد برای تمام کسانی که به خود جرات می دهند در برابر استعمار و مزدوران او بایستند. ولی زهی خیال باطل که مبارزه برای بدست آوردن آزادی متوقف نگردید و مبارزان از پای ننشستندوتا گیتی به پاست رهپویان آزادی میهن نیز دست از جان شسته اندیشه ای جز رهایی میهن و ملت نخواهند داشت.

هم میهنان

و اما امری که ملت ایران و بویژه روشنفکران آن را سی سال پیش فراموش کردند که استبداد ،استبداد است از هر شکل و اندیشه ای که می خواهد باشد و از یاد بردند که هدف توجیه کننده وسیله نیست واگر ما خواهان آزادی و استقلال ،دموکراسی و استقرارحاکمیت ملی هستیم نمی توانیم دست در دست هر فریبکاری که از اهداف والای ملت سخن میگویند بگذاریم.

و حال این مساله بویژه برای مردم امروز ایران و آنانی که هم اینک دغدغه ی منافع ایران و رسیدن به کشوری آزاد و آباد را در سر می پرورانند و در این راه به واقع تلاش می کنند و از خویشتن و منافع خویش می گذرندباید مد نظر باشد که به جای آنکه صرفا گذشتگان خود را نکوهش کنند و به خاطر فشاری که بر آنان است یا به خاطر همرنگ شدن با جریانات عوام پسند چشمان خود را ببندند و تمام حوادث و رخدادها را به گردن توطئه های استعمار و یا پیشینیان خود بیاندازند و خود را به دست جریاناتی بسپارند که پیشینه ی ننگین خود را به لطف شرایط سخت و طاقت فرسایی که اینک برای مردم بزرگ ایران بوجود آمده است از ذهن ها زدوده اند و با مظلوم نمایی چیزی هم از ملت ایران طلبکار هستند.به یاد بیاوریم که مصدق ها را چه کسانی تبعید نمودند و فاطمی ها را چه کسانی تیرباران کردند. و زمینه ی هر گونه پیشرفت و توسعه ی سیاسی و ارتقای فرهنگ اجتماعی و مدنیت را چه کسانی در ایران بستند و چه کسانی مسبب نابودی دموکراسی نوپا در ایران شدند و زمینه ساز رسیدن ملت بزرگ ما به این سیه روزی بودند.

به راستی در تاریخ معاصر ایران کمتر کسی را در میان رجال سیاسی می توان به شجاعت و صراحت و صداقت و یکرنگی فاطمی یافت .دکتر فاطمی کسی بود که هرگز حاضر نشد از پی گیری خواستهای به حق ملت بزرگ و رنج کشیده ایران نه در برابر ارتجاع و نه در برابر استبداد و نه در برابر استعمار کوتاه بیاید و همین مساله هم منجر شد که به دست ارتجاع ترور شود و به دست استبداد و به خواست استعمار تیرباران گردد.

ملت بزرگ ایران امروز که گام در راه مبارزه ای خستگی ناپذیر با استبداد نهاده و برای رسیدن به آرمان آزادی و دموکراسی وبرای رسانیدن ایران ،این خاک پاک اهورایی به جایگاه شایسته و بایسته ی آن در دنیای امروز عزم خود را جزم نموده است و تمام تلاش خود را به کار گرفته باید با حفظ هوشیاری کامل و پند گرفتن از گذشته از تکرار اشتباهات تاریخی بپرهیزد و با بدورافکندن این اندیشه پوسیده که مردم گوسفندانی هستندکه نیاز به چوپان دارند یا بردگانی هستند که باید از قدرت مافوق بشری فرمان برند تنها و تنها به این هدف بیاندیشد که رسیدن به جایگاه اصلی انسان بودن و حفظ یکپارچگی و قدرت ایران و سرفرازی آن تنها درصورتی ممکن است که دولتی برآمده ازخواست مردم و نه قدرت گرفته از هیچ منبع دیگری، کار اداره کشور را به دست گرفته و خادم مردم باشد و باور کند که خدمت به مردم وظیفه دولت است و نه منتی از سوی دولت بر مردم .

قدرت از آن مردم است که در برخی امور آن را به دولت منتخب خود تفویض می کنند و هیچ دولتی که منتخب واقعی مردم باشد به خاطر ارائه خدمت به آنها،به خاطر ایجاد راه ،تاسیس مدرسه، تامین بهداشت و مسکن و برآوردن نیازهای مردم و گردن نهادن به خواست آنها نه بایسته است و نه می تواند بر آنها منت بگذارد. با نگاهی به جوامع آزاد دنیای امروز که در آنها دموکراسی نخستین شرط حاکم است می بینیم که بشریت تا چه حد به پیشرفت در علوم مختلف و تا چه حد به رفاه در تمام شوون زندگی دست یافته است .این اشتباه است که فکر کنیم هر راه دیگری به جز آزادی انسان و احترام به حقوق مسلم او و تکیه بر خرد جمعی مردم برای پیشرفت انسانها و جوامع انسانی مصور است و وجود دارد.

و اکنون ایرانیان اگر بخواهند در برابر نیاکان بزرگشان که برای نخستین بار در دنیا از حقوق انسانها و احترام به باورهای آنها سخن گفتند و در برابر نسل های آینده سرافکنده و شرمسار نباشد و برای اینکه بار دیگر شرافت،ارداه و نیک اندیشی و نیک کرداری ایرانی را به جهانیان نشان دهند راهی جز این در پیش ندارند که تمام کوشش خود را در نهایت خردورزی بکار بندد و با ایجاد اتحاد و همبستگی بر محورباور به آزادی انسان و حقوق او وحق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش ،در راه حفظ منافع ملی ایرانیان گام بردارد و روشن است که در این راه به خردورزی و راستی و پاکدامنی و از جان گذشتی بیش از پیش نیاز است که این کارزار ، گرز گران می خواهد وسینه ستبر و گامی همچو گوههای سربه فلک کشیده البرز و زاگرس استوار و آهنین.

همانطور که شهید جاویدان نهضت ملی ایران زنده یاد دکتر حسین فاطمی سالها پیش یادآور شد که "محال است ملتی شجاع چیزی را بخواهد و به آن نرسد."

به امید روزی که ملت خردمند و شجاع ایران به آزادی واقعی دست یابد.

زنده باد راه شهیدان راه آزادی و سربلندی ایران

جاوید ایران

پاینده ایرانی