ایران نوین

ایران نوین

Tuesday, May 4, 2010

مردم را در پیکار سرنوشت سازشان تنها نگذاریم

هوشنگ کردستانی

در تمامی سالهای گذشته، همواره از سوی آزادیخواهان درون و بیرون از کشور تلاش ها و کوشش های فراوانی در جهت پدید آوردن یک اتحاد یا دست کم ائتلاف در راستای تحقق آرمان های ملی و تاریخی مردم ایران صورت گرفت. بدون آنکه بخواهیم منکر اثر همه این کوشش ها بشیویم که در بسیاری از موارد از سرِ صمیمیت و دلبستگی به میهن و عشق به ایران الهام می گرفت، شوربختانه باید گفت عوامل متعددی مانع، به نتیجه رسیدن این تلاش ها به ویژه در خارج از کشور شده است.

اکنون که با وجود تسلط و چیرگی استبداد مذهبی بر سرنوشت مردم و شرایط دردناک و کشنده حاکم بر کشور، مردم در ایران به یک همبستگی تاریخی رسیده اند که دنیا را به شگفتی واداشته و امیدهای زیادی برای رهایی از نظام ولایت فقیه و رسیدن به آزادی، حاکمیت مردم و جدایی دین از حکومت پدید آمده است، متأسفانه در میان ایرانیان خارج از کشور هنوز انسجام و هم آهنگی فراگیر لازم در جهت پشتیبانی از مبارزات آزادیخواهان درون کشور شکل نگرفته است. برای رسیدن به هم آهنگی و اتحاد سیاسی در جهت یاری رساندن به مردم درون کشور بایستی از عواملی که در گذشته مانع و سد راه وحدت و اتفاق ایرانیان خارج از کشور شده پرهیز کرد.

متاسفانه در بیشتر نشست ها و گردهمآئی هایی که در خارج از کشور در این سالها برگزار گردیده، گفتگوها و تبادل نظرها نه آنکه پیرامون اصول مورد توافق بلکه به جدل بر سر مسائل مورد نفاق منجرو از هم پاشیده شده است. عوامل دیگری که بیش و کم به این پراکندگی ها دامن زده است عبارتند از:

1- برتری دادن به منافع شخصی و گروهی بر منافع ملی

2- تضاد در موضع گیری مبارزاتی در این مورد که آیا برای رسیدن به آزادی و استقرار مردم سالاری باید از سد استبداد مذهبی و نظام ولایت فقیه عبور کرد و یا آنکه با بودن نظام ولایتی و قانون اساسی آن صرفاً با حمایت از برخی از چهره های وابسته به جناح های حاکمیت- بدون توجه به پرونده سیاسی و کارکردهای گذشته شان - در چهارچوب همین نظام گام به گام به آزادی و مردم سالاری رسید.

3- گرفتار شدن در دام حیله ها و بازی هایی که عوامل نظام بمنظور منحرف ساختن مسیر مبارزه طراح آن بوده و به

اشکال گوناگون تکرار شده و باعث دور شدن نهضت آزادیخواهی از مسیر درست و اصلی مبارزه گردیده است.

4- غرق شدن در گذشته و و درجا زدن در تاریخ و ورق زدن اوراق گذشته به امید پیـدا کـردن دلـیلی بــرای اثبــات نظریه های تاریخی مشخص خود، بسیاری از مبارزان را از درک درست واقعیت های سیاسی امروز ایران دور نگاه داشته است.

5- بحث اینکه چه کسی جمهوریخواه یا مشروطه خواه، ملی گرا یا مارکس گرا، متدین یا غیر متدین است هنوز در بحث های سیاسی خبرگان سیاسی ایرانیان خارج کشور بیش و کم جایگاه برجسته ای را اشغال کرده است.

اگرچه جنبش مردم ایران درماههای اخیر نور امیدی را جایگزین یاس و ناامیدی کرده تا آنجا که مبارزان خارج ازکشور نیز به این جنبش پیوسته اند. متاسفانه موانع تازه ای را بر سر راه همبستگی شاهدیم.

از جمله بحث قراردادن نشان شیر و خورشید بر روی پرچم ایران و یا اصرار بر خود داری کردن از دادن شعارهایی که سران جناح اصلاح طلب را به خطر می اندازد و ... بر تضادها افزوده است.

در ایران اما، مردم نه در حال ورق زدن تاریخ و نه در پی دامن زدن به پراکندگی های عقیدتی و وابستگی های سازمانی یکدیگرند، آنها در حال ساختن تاریخ ایران هستند.

برای شرکت در تظاهرات اعتراض آمیز، شرکت یا تحریم انتخابات، از یکدیگر نمی پرسند، مشروطه خواه یا جمهوریخواه اند، پیرو چه کیش و آیین مذهبی هستند و ... آنها دست های پرتوان و آینده ساز خود را به همدیگر داده و به اتفاق وارد تاریخ شده و تاریخ را می سازند.

اکنون آن همبستگی ملی، آن نهضت فراگیر جبهه یا جنبش ملی که سالهاست امید به شکوفایی آن بسته بودیم و می تواند عامل بزرگ و تعیین کننده در مبارزه سرنوشت ساز ملی باشد در ایران پدید آمده است. اگر به جدل ها و دشمنی های کوته بینانه گذشته ادامه دهیم، اگر به ندای حق طلبانه مردم پاسخ مثبت ندهیم، اگر به یاری آنها بر نخیزیم و باز هم به بحث های خسته کننده و بی نتیجه همچون گذشته ادامه دهیم، بجای زندگی کردن در واقعیت های امروز، در گذشته زندگی کنیم در برابر تاریخ مسئول بوده و نسل آینده ما را نخواهد بخشید و در آن صورت نباید انتظار داشته باشیم عواملی از جناح های حاکمیت، حرکت پرخروش مردم را به سود خود و جناح شان در مبارزه کسب قدرت بکار نگیرند تا با جابجا شدن مهره ها در حاکمیت، نظام استبداد مذهبی با تغییراتی روبنایی و نه بنیادی کماکان تداوم یابد.

بیاییم مردم ایران را در پیکار سرنوشت سازی که آغاز کرده اند تنها نگذاریم.

تنها راه پاسخگوئی مثبت به ندای حق طلبانه ملت ایران، پذیرش همبستگی و اتحاد در تحقق اصول بنیادی و اساسی می باشد. بحث های انحرافی و سماجت در اثبات حقانیت شخصیت و یا تاکید بر انکار کردن فلان شخصیت هرگز نمی تواند راهگشای رهایی ملت ایران از جهنم ولایت فقیه باشد و ما را دچار مدار بسته ای خواهد کرد که تنها به استحکام رژیم اسلامی یاری خواهد داد. بیائید گذشته را به تاریخ بسپاریم و قضاوت در مورد گذشته را به بازستانی کشور از این انیران موکول سازیم.

****

No comments: